تبليغاتX
***سهم من از تو***
می خوام پرواز کنم تا بی نهایت برای رسیدن به خوشبختی.
 

من سالهای سال مردم تا اینکه

یک دم زندگی کردم

تو می توانی

 یک ذره

 یک مثقال مثل من بمیری.

+ رقم خورده در  یکشنبه نهم مرداد 1390ساعت 12:3  به قلمami.t | 
 

چی بگم؟؟؟

از کجا بگم؟؟؟

اصلا بگم یا نگم؟؟؟

نه ولش کن نمی گم.

اما هنوزم امید دارم هااا!!!!ناامیدم نکنی.آخه قربونت برم واسه تو که کاری نداره مث آب خوردنه.چرا اینقد این در و اون درم می کنی؟؟؟؟؟تو هم واسه خودت حال می کنی با ما هاااامیدونم که راضی نیستی این همه زجه بزنم. پس چرا اینجوری شد؟؟؟؟؟؟؟؟

هر چی ازت خواستم حسابی غصه خوردم و بعد گرفتم.همیشه ازت خواستم  که قراره چیزی رو بهم بدی و باعث بشه فراموشت کنم بهم ندی.یعنی اینقد من بی ظرفیتم؟!!

 

امیدمی ، تنها مونسمی ،یار بی غل و غشمی،...خدایا امیدم فقط تویی.خدایا ...

+ رقم خورده در  شنبه دهم اردیبهشت 1390ساعت 11:14  به قلمami.t | 
 

پروردگارا:

در این واپسین روزهای سال دل دوستان ما را چنان در جویبار زلال رحمتت شستشو ده که هر کجا تردیدی هست ایمان ، هر کجا زخمی هست مرهم ، هر کجا نومیدی است امید ، و هر کجا نفرتی هست عشق جای آن را فرا گیرد.

ایشالا که سال پر برکتی باشه.

سفره  رو می زارم واسه وقتی چیدم که بزنم تو وبم.

عیدتون مبارک.

+ رقم خورده در  شنبه بیست و هشتم اسفند 1389ساعت 17:38  به قلمami.t | 

سه شنبه گذشته شهرکرد بودم.این روزا حالم خیلی گرفته بود.به مسافرت خیلی احتیاج داشتم.تصمیم گرفتم برم شهرکرد به اتفاق خواهرام.از دهدز که رد کردیم باران شدید می بارید.به سمت چهار محال که می رفتیم برف شروع کرد به باریدن.اولین بارم بود که بارش برف رو می دیدم.

خیلی برام جالب بود. کوههای سفید و بارش برف واقعا برام جالب بود.دوس داشتم به راننده بگم نگهداره تا دستم و بزارم تو برف و لمسش کنم.اما احساستمو کنترل کردم تا رسیدیم.

پیست چلگرد چقده با حال بود.یه تیوپ کرایه کردیم . چند نفری سوار تیوپ می شدیم و بقیه هل مون می دادن.اوایلش خیلی می ترسیدم اما بعد از اینکه چند بار از رو تیوپ افتادم و چند تا ملق زدم رو برفا دیگه ترسم ریخت.هنوز تنم از کوفتگی درد میکنه.


تو راه چلگرد که برمی گشتیم زمین یه دست سفید بود سفید سفید.آسمون هم سفید بود.تشخیص مزر کوهها و آسمون امکان نداشت .محال بود محال.

بازم ترم جدید و درسا و استادهای بد عنق و ...میگذره اینم.

24 تا واحد جبرانی هم که الکی الکی بارمون کردن.امروز سر کلاس دلم می خواست کریه کنم .دوباره مباحث تکراری و ...یه ترم هم که به ترمام اضافه شد و ...پول 24 واحد هم که قبلا خوندمشون و چقد اینا زور گو هستن.ابشال نداره خدای ما بزرگه.


این نیز بگذرد...



+ رقم خورده در  دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389ساعت 21:30  به قلمami.t | 
 

یه فال حافظ بگیرم به یاد ...

خیلی دلم برات تنگه

 

 

+ رقم خورده در  پنجشنبه شانزدهم دی 1389ساعت 18:36  به قلمami.t | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
نگارنده
نام:آمنه

نام خانوادگی:t

محل سكونت:اهواز


تاريخ تولد:19/4/63

علايق:كامپيوتر-آهنگ هاي فريدون فرهاد فرامرز كورش گوگوش و از اين قبيل-كتاب حافظ-فروغ فرخزاد-پياده روي( اونم شب اونم كنار رود كارون)-بحث كردن درباره موضوع هاي مختلف-رنگ آبي ومشكي(البته همه ي رنگا قشنگن)

عقايد:زندگي هر چقدر هم سخت اما بايد ادامه داد.هميشه بايد گفت "من بايد".اگه هزار بار شكست بخورم بازم بايد بگم"من مي توانم" "من مي خواهم و مي توانم".هرگز نگويم هرگز.عشق حقيقي و ماندگار فقط خدا پس به عشق هاي پوشالي دل نمي بندم.اما مي گم بايد همه رو دوست داشت تا دوستت بدارند.

آنچه گذشت
مرداد 1390
اردیبهشت 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آبان 1389
تیر 1389
اردیبهشت 1389
مهر 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
ياران
سميه(يه عالمه عشق)
پري احساس
* (`'•.¸ღلحظه های بی کسیمღ¸.• '´)*
قسم به عشق
زمونه
نبض شبهاي تنهايي رسپينا
بهمن علاءالدين (مسعود بختياري)
اختر قاسمي
ترنم
احد تنها(مرگ بر آن كس كه دلش را به دل سنگ تو بست)
نم نم بارون
گل وحشي
تازه هاي طلايي
رسم دنيا
..ஜღ کلبه عشاق ღஜ..
به نام عشق به ياد عشق به پاس عشق
کرشمه (ژیلا راسخ)
روزگارنامهربان( آوا )
#کلبه عشق پانته آ#
دختر پاییز
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان


 

*
*
*
*
*
*
*